خواجه نصير الدين الطوسي

90

اخلاق ناصرى ( فارسى )

در ايشان موجود نبود مانند كسانى كه بر مباشرت حروب و ركوب كروب و اهوال و خطرها اقدام نمايند ، در طلب مالى يا ملكى يا چيزى ديگر از انواع رغايب كه حصر آن ممكن نبود ، چه باعث بر اين اقدام طبيعت شره باشد نه طبيعت فضيلت و مصابرت و ثبات بر امثال اين اهوال نه از فرط شجاعت بلكه از غايت حرص و تهمت بود ، چه نفس شريف را در معرض خطر نهادن و بر مكاره عظيم اقدام نمودن در طلب مال ، يا چيزى كه جارى مجراى مال بود نهايت خساست همت و ركاكت طبع تواند بود و بسيار بود كه عيار پيشگان باعفاء و شجعان مشابهت نمايند با اينكه دورترين همهء خلق باشند از فضل و فضيلت تا بحديكه اعراض از شهوات و صبر بر عقوبات سلطان از ضرب سياط و قطع اعضاء و اصناف جراحات و نكابات كه آن را التيام نبود از ايشان صادر شود و باشد كه باقصى مراتب صبر برسند و بدست و پا و گوش بريدن و چشم كندن و انواع عذاب و نكال و مثله و صلب و قتل رضا دهند تا اسم و ذكر در ميان قوم و ابناى جنس و شركاى خويش كه در سوء اختيار و نقصان فضيلت مانند ايشان باشند باقى و شايع گردانند . و همچنين شجاعت نمايد كسى كه از ملامت قوم و عشيره يا از خوف سلطان يا از سقوط جاه محترز باشد ، و يا كسى كه بارها بطريق اتفاق بر اقران ظفر يافته باشد ، تا ثقتى كه از تكرار آن عادت در تخيل او راسخ بود و عدم معرفتى كه بمواقع اتفاقات او را حاصل باشد ، موجب معاودت او بامثال آنحال باشد . و همچنين عشاق در طلب معشوق از غايت رغبت در فجور يا از فرط حرص بر تمتع از مشاهده او خويشتن را در ورطه‌هاى مخوف اندازند و مرك بر حيات اختيار كنند . و اما شجاعت شير و فيل و ديگر حيوانات اگرچه شبيه بشجاعت بود اما نه شجاعت بود .